تبليغاتX
WHAT A GREAT COURSE - بخونی بد نی !!

WHAT A GREAT COURSE

Information Technology

بخونی بد نی !!

 

     سابلیبلام!! ... نه ... نه ... به جون تو یکی نه ... اصلآ همچین فکری به مغزت خطور نکنه که میخوام چیزای جدید بگما! نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!! اصلآ قرار نی من الآن آپ کنم ! ... اُه اُه ... چرا رنگت پرید ؟! ... آها مُردی ؟! ... ... ... ... ... چیه ؟! الآن من چیکار کنم ؟! ...

     آها داشتم میگفتم ! این متن پایینو از یه جا کش رفتم ... !!! فک نکنی تنبلم ها ! فردا پس فردا بازم آپ میکنم ... خلاصه اینکه اولندمش یه معذرت خواهی ( اِ ... چرا میزنی ؟! نه بابا دیگه به خاطر اون روز نیست ! ... گوش کن تو حالا، یعنی ببین چی میگم! )، آره ... یه معذرت خواهی از اونی که این متنو از تو وبلاگش کش رفتم ! که البته با هم رفیقیمو این حرفا رو با هم نداریم !! جالبه که بدونی اونم خودش از یه جا دیگه کش رفته ! (زیاد کش گفتم ؟! آره، دیگه کم کم یه حسّ پنیر پیتزایی داره بهم دست میده !! ) ... 

خوب متن پایینی به اندازه کافی حوصلتو سر میبره ! بشین بخون ...

یه رفتگر ! همیشه منتظره تا یه ماشین با خشن آلودترین سرعت ممکنه! از کنارش رد بشه ... تا اینجوری هم باد ماشینه یه کم بهش کمک کنه و هم اینکه می دونه که تا چند دیقه دیگه ماشینه تصادف خودشو می کنه و به خاطر قانونای خیلی لازم و ضروری شرکت مخابرات کشور تا چند کیلومتری ! هیشکی نباید به هیچی دست بزنه وگرنه اداره گاز هیچکودوم از چاله چوله های لوله های گاز رو پر نمی کنه و اگه اون این کارو نکنه، دانشگاه آزاد شهریه ثابت رو می بره بالا و در اینصورت شرکت نفت بودجه کم میاره و شهرداری مجبوراً همه گـُـلا رو از توی پارکا می چینه و جاشون هم یکی یه دونه چراغ راهنمایی رارندگی! نصب می کنه که لااقل صدا سیما یه نقشی به داش سیا بده، و اداره مبارزه با مواد مخدر بتونه کار خودشو به نحو عسل انجام بده که در این صورت سرعت اینترنت پایین میاد و قیمت دلار بالا می ره و پدیده فرار مغزی پیش میاد و بین راه که جوونا دارن از کشور خارج می شن ... هواپیماهای بسیار مدرن بالشون به پر شال کفتر حاج نصرت اینا ! گیر می کنه و همه نا کام میشن ... پس این وسط اداره مربوط به مرده ها که اسمش دیگه نمی دونم چیه فعالیت خودشو از سر می گیره و دوباره واردات خودرو ممنوع می شه! پس برای جلوگیری از هرج و مرج جهاد کشاورزی تصمیم می گیره به همه وام بده! ولی با یه سری شرایط از جمله اینکه باید وام گیرنده متن نامه امام خمینی ( RAH ) رو که خطاب به گورباچف بوده از حفظ بخونه !! ویا اینکه 101 بار از روش به 101 زبان زنده دنیا بنویسه!! ... ...  و حالا اینجاس که وقتی مردم همه این کارو کردن ! جهاد جونه ! میاد می گه که این شایعه ای بیش نبوده و همون روز همه خیابونا پر میشه از کاغذای مچاله شده و پاره پوره . و حالا همین جاس که این رفتگر بدبخت! بیچاره میشه . و حالا همین جاس که تصمیم می گیره که از موقعیت تصادف اون ماشین اون دیوونه استفاده کنه و یه کم استراحت کنه و به هیچی دست نزنه !!" ...  

با اندکی تغییر ( از دوستم ف.ع )

     الو ... الووو ... با توام ... آره داستان تموم شده ... کجایی تو ؟! ... الآن میدونم چه حالتی تو صورتته! از یه طرف چشمت خسته شده و لب و لوچه ت آویزون شده! از طرف دیگه خوشحالی، چون الآن چرت و پرت خوندنت تموم میشه ! خلاصه الآن یه قیافه ی درب و داغون سردرگم ملول مشوّش بین آسمون و زمین گیر کرده ی بی رنگ و بوی شبیه کسی که میخواد فحش بده ی عصبانی ای داری !!! ... زیاد معطّلت نمیکنم ... بازم میام ! فردا پس فردا ! ... کامنت یادش نره! بای بای ... 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 10:35 PM  توسط بابک  |