ممقان يا تربيت معلم ؟!
بايد سلام كنم ؟ لابد آره ديگه. پس سلامي گرم و برّنده (باء مضموم ) بر بالهاي پرنده ي وبلاگ نويسنده هاي جهنده و خزنده و سلامي داغ و سوزاننده بر دوستان بنده ي دل از دنيا كنده!
چي مي خواستم بگم من ؟! ... هان يادم اومد ( به قول خودم آمد يادم (دال مكسور!)) ... ... دانشگاه ممقان !! به نظر شما اين اسم قشنگه ؟! اگه جوابت آره هستش موستو ( موشواره تو ) ببر بالا سمت راست روي اون علامت ضربدر كليك كن! ... اگرم نه، بزن قدش ( درست گفتم قد رو ؟!! ) ... آره خوب چشماتو بده به من ! ...
ساعت 5 صبح روز روز 2شنبه مصادف با 24 بهمن 1384 يا همون 13 فوريه 2006 بود، صداي زوزه ي باد و گرگ!! و از همه واضح تر صداي قر قر اتوبوس تعاوني 5، سكوت اون بيابون تاريكو ... مي شكست. ![]()
من (نون مكسور) تازه از خواب بيدار شده با صدايي گرفته : آقاي راننده جلوتر در دانشگاه پياده ميشم... اگه تا در نگهباني هم برين كه ممنون ميشم...
راننده، اخمو، با لهجه ي كرمونشاهي و صداي گوش خراشِ مسافر بيدار كن! : چند نفرين ؟
من بعد از كمي اهم كردن : 4، 5 نفري ميشيم ...
راننده سرشو به نشانه ي رضايت تكون ميده... چند دقيقه بعد اتوبوس دور ميزنه ميره در نگهباني دانشگاه ... خر ... خر ... خر ... خ ... ( خ مكسور، ترمز دستي اتوبوس! ) ... من و 3، 4 نفر ديگه بند و بساطمونو جمع كرديم، آماده ي پياده شدنيم (اينجا رو داشته باش!) ...
كمك راننده با صدايي كريحتر ؟-كريهتر ؟ از راننده : دانشگاه مَمَقان !! ![]()
![]()
![]()
داشتي چي شد ؟
من با قيافه اي اخم آلود و چشماني غم آلود و خواب آلود و قلبي توهين زده و وجوده خسته از 10 ساعت نشستن رو صندلي اتوبوس و زباني دراز تر از دستام
: آقا ممقان ديگه كيه ؟ دانشگاه آزاد ممقان يه كم جلوتره! اين اسمش دانشگاه تربيت معلمه آذربايجانه!!
راننده هم با قيافه اي ضايع شده جلوي 32 تا مسافر برگشت گفت : چه فرقي داره حالا ؟! اينجا ممقانه ديگه !
ما هم هيچي نگفتيم. به راستي كه حرفي براي گفتن نبود مرا در چنته ( چيم! مفتوح ) ...
ديدي تورو جددددت ؟ اسم جديد دانشگاهمون شده ممقان !!
تربيت معلم آذربايجان بيتره كه، ... نه ؟! ...
BBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBBB
بگذريم ديگه ... لا مَصّب اين داستان تعريف كردنم چه شوري ميده به آدميزاد! مگه بس ميكنم حالا ؟!
اصلآ بذارين روز valentine (يا به قول ما ايرونيا روز عشّاق) رو به تموم عاشقا و معشوقاي دنيا تبريك بگم... بالاخره ما هم يه سهمي از عشق داريم ديگه! نگو نه! ايشالله همه به عشقشون برسن !
يه جايي خوندم : "تو نميتوني كسي رو وادار كني كه عاشقت باشه، ولي در عوض ميتوني كسي باشي كه مورد عشق ديگران باشه ..."
يه چيز ديگه : "تو عشق ورزيدن و آشپزي كردن يه اصل مشترك اساسي هست :
حتّي يه لحظه هم ازش غافل نشو !!! " ![]()
شبتون به خير ... باي ...
